اسکیس، تکنیکی که هرگز فراموش نمی شود

در دنیای امروز طراحی و معماری در کنار تمام رشته هایی که در لحظه مواجه با هر پروژه ای نیاز به فکر و ایده پردازی وجود دارد ، اسکیس زدن و اسکچینگ ( sketching)  ابزاری مفید و کارآمد بوده است که حال همه گمان میکنند که فراموش شده است و دیگر با جود نرم افزار ها و سیستم های پیشرفته ی طراحی نیاز به اسکیس نخواهد بود . اما اگر به اهمیت اسکیس و آموزش اسکیس پرداخته شود و این روشن سازی انجام شود برای طراحان جوانی که با خیال تسلط به  مدرن ترین نرم افزار های پیچیده ی طراحی سه بعدی و دوبعدی (۳D , 2D) از پس غول ها و چالش های یک پروژه برخواهند آمد و دیگر مانع بر سر راهشان نیست . شاید امروز اسکیس تبدیل به مهارتی شده که اهمیتش در کلاس های آموزش اسکیس فقط هنریست که منجر به اثری هنری میشود و متخصصان این حوزه تنها راه پیش روی آنها آموزش اسکیس است و در مواقع جدی تر مسلط بودن به نرم افزار به آنها تحمیل میشود . شاید اشتباه نباشد تسلط به نرم افزار های روز دنیا اما پیشرفت تکنولوژی چیزی از ارزش اسکیس و تکنیک دست آزاد کم نمی‌کند .

اساسا در ابتدای یک پروژه و مواجه شدن با مقوله ی طراحی که ایده های بسیار و مختلف ، بررسی و پردازش میشود باید راحت ترین و کارآمد ترین راه برای رسیدن به آنچه در ذهن طراح یا معماری وجود دارد مورد استفاده قرار بگیرد . اسکیس زدن نه تنها این مرحله را آسان میکند ، بلکه به ذهنیت طراح برای رسیدن به ایده اصلی کمک می‌کند .

معمار در این مرحله باید بتواند ایده را مثل یک حجم سه بعدی در ذهن خود برچخاند و از زاویه های مختلف ببیند ، نقد کند ، کنکاش کند و مورد بررسی قرار دهد . اسکیس به هندسی شدن ذهن کمک فراوانی میکند . هم در ذهن و هم بر روی کاغذ  . شاید بگویید یک طراح وقتی حجمی را ترسیم میکند ، بررسی زوایای مختلف در نرم افزار برای او بسیار راحت میشود اما این آسانی قدرت تفکر و ذهنیت طراح برای درگیر شدن با موضوع که پرداخت حجم هست را از او سلب میکند . اما اسکیس این پرورش فکری را برای طراح ایجاد میکند تا قدرت ذهن طراح در مواجه با موضوعات مشابه پاسخگوی نیاز یک معمار باشد . برای مثال در یک پروژه  اگر سوالی ایجاد شده باشد که نیاز به پاسخگویی سریع یک طراح در لحظه را بخواهد اسکیس یک پیشنهاد بسیار مناسب و کار آمد است . اما با توجه به توضیحات در رابطه با فرآیند اسکیس و دستیابی به ذهن هندسی که اسکیس زدن را آسان و مفید تر میکند ، آیا میتواند در لحظه و بدون تمرین های فکری و توان بخشی ذهنی اتفاق بیوفتد ؟ آیا داشتن ذهنی خلاق و استعداد در طراحی برای رسیدن به این ذهنیت کافیست ؟

آموزش اسکیس امروزه به شیوه ایست که این مهم را از بین برده و معطوف به هنر اسکیس شده است و نه هنر اسکیس زدن . روش های رسیدن به اسکیسی جامع ، هنریست که در تکنیک ترسیم باید باشد . اسکیس نهایی در زیبایی تمام ، تنها در حالی برای معمار و برای رسیدن به طرح مطلوب خود و کارفرما مفید واقع میشود که برطرف کننده نیاز های بصری برای رسیدن به ذهنیت درست از طرح بشود و این مستلزم وجود این توانایی در خود طراح در لحظه ترسیم و پردازش ایده است . تا بتواند زاویه ای از طرح و ایده و یا نیازی را نشان بدهد که مهم تر است .

پس از تمام این مراحل حالا زمان نرم افزار هاست برای ارائه و عرضه ی بهتر و کامل تر ایده و طرح نهایی . ایده ای که در فرآیند اسکیس ارتقا پیدا کرده ، دیده شده ، در ذهن و در ترسیم نکات منفی خود را نشان داده و برطرف شده .

شاید باید نگاهمان را به اسکیس تازه تر کنیم . شاید باید شگفت زده شدن خود از ارتقاء یافتن نرم افزار ها و سیتم های کامپیوتری را کمی بیشتر کنترل کنیم و به آسیب های زندگی مدرن تر و رباتیک هم فکر کرد . کامپیوتر ها در حال رشدی هستند که هر نقطه از زندگی بشر را می‌توانند تحت شعاع قرار دهند .

اشتراک گذاری:
مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخی بگذارید